تاریخ : 26 خرداد 1389 خطاهای شناخت - سخنران : زهره معینی
Warning: file_exists() [function.file-exists]: open_basedir restriction in effect. File(/files/upload/image/items/fa/item99.jpg) is not within the allowed path(s): (/var/www/vhosts/rahyabiran.org/httpdocs:/tmp) in /var/www/vhosts/rahyabiran.org/httpdocs/cake/basics.php on line 1075
Warning: file_exists() [function.file-exists]: open_basedir restriction in effect. File(/files/upload/image/items/fa/item99.jpg) is not within the allowed path(s): (/var/www/vhosts/rahyabiran.org/httpdocs:/tmp) in /var/www/vhosts/rahyabiran.org/httpdocs/cake/basics.php on line 1075
Warning: file_exists() [function.file-exists]: open_basedir restriction in effect. File(/files/upload/image/items/fa/item99.jpg) is not within the allowed path(s): (/var/www/vhosts/rahyabiran.org/httpdocs:/tmp) in /var/www/vhosts/rahyabiran.org/httpdocs/cake/basics.php on line 1075
Warning: file_exists() [function.file-exists]: open_basedir restriction in effect. File(//files/upload/image/items/fa/item99.jpg) is not within the allowed path(s): (/var/www/vhosts/rahyabiran.org/httpdocs:/tmp) in /var/www/vhosts/rahyabiran.org/httpdocs/cake/basics.php on line 1073
Warning: file_exists() [function.file-exists]: open_basedir restriction in effect. File(/files/upload/image/items/fa/item99.jpg) is not within the allowed path(s): (/var/www/vhosts/rahyabiran.org/httpdocs:/tmp) in /var/www/vhosts/rahyabiran.org/httpdocs/cake/basics.php on line 1075
Warning: file_exists() [function.file-exists]: open_basedir restriction in effect. File(/files/upload/image/items/fa/item99.jpg) is not within the allowed path(s): (/var/www/vhosts/rahyabiran.org/httpdocs:/tmp) in /var/www/vhosts/rahyabiran.org/httpdocs/cake/basics.php on line 1075
جلسه ماهانه مؤسسه با موضوع " خطاهای شناخت" و با حضور زهره معینی - مدیر مؤسسه زنان و کودکان رهیاب و شرکت جمعی از علاقه مندان از ساعت 9 الی 11 در روز 26 خرداد در دفتر مؤسسه برگزار گردید.
زهره معینی سخنان خود را این گونه آغاز کرد:
زمانی که به مسائل و مشکلات میان فردی – افسردگی می پردازیم می بینیم بسیاری از مسائل ریشه در اندیشه و افکار ما دارد.
ریشه بسیاری از مسائل و مشکلات میان فردی – افسردگی و کج خلقی ، اندیشه و افکار و سوء برداشت هایی است که ریشه در خطاهای شناخت دارد.
افراد ناامید و فاقد اعتماد به نفس همواره درباره خود و پدیده های پیرامونی خود بدلیل ذهنیت تؤام با بدبینی برداشتی منفی و اغراق گونه دارند و تفاوت آشکاری بین ارزیابی شخصی انتظارات افراد ناامید با واقعیت های پیرامون آن ها وجود دارد که روی رابطه آن ها با دیگران تأثیر می گذارد.
وی ادامه داد: خطاهای شناخت به افراد کمک می کند تا انگاره های فکری خود را تغییر دهند تا زندگی سالم و پرانگیزه ای را برای خود رقم زنند. افراد درگیر با خطاهای شناخت فکر می کنند روحیه بد آن ها ناشی از عوامل خارجی است و عواملی خارج از کنترل آن ها است (معمولاً می گویند : چگونه احساس خوبی داشته باشیم وقتی ... ) یا بدون شک حوادث محیطی، موقعیت شیمیایی بدن و تضادها و اخلاق های مربوط به گذشته روی ما اثر می گذارد. اما این نظریه پردازی ها مبتنی بر این است که احساسات ما خارج از کنترل ما است. اگر کسی بگوید نمی توانم احساسم را تغییر بدهم باید گفت تو قربانی ناراحتی های خود هستی. اگر بخواهیم احساسمان را تغییر دهیم باید افکار و طرز تلقی خود را نسبت به پدیده های پیرامون مان تغییر دهیم. آنچه که احساس ما را بوجود می آورد.
گاهی ممکن است زمانی که از خواب بیدار می شوید احساس بدی داشته باشید و بگوئید چه فایده ای دارد از رختخواب بیرون بیایم. ممکن است در یک جلسه اجتماعی نگران شوید و به خود بگوئید حرف جالبی برای گفتن ندارم. این انگاره های منفی در واقع موجب نگرانی و اندوه شما می شود وقتی مثبت تر و و واقع بینانه تر بیندیشید از عزت نفس و کارآیی بیشتری برخوردار می شوید.
افسردگی تقدیر ناگزیر انسان نیست. بعضی از افراد هستند که همه چیز را سیاه و سفید می بینند. این تفکر پایه و اساس مطلق گرایی است. افراد درگیر این خطای شناخت دائم در حال اضطراب و نگرانی بسر می برند. زیرا تصور آن ها با حقیقت سازگار نیست. مطلق گراها دیدگاه قالبی دارند و افراد را در قالب های تفکری خود جای می دهند اگر جای گرفتند تأیید می شوند و اگر جای نگیرند رد می شوند.
زندگی پویاست و از مجموعه افکار و احساسات و اعمالی بوجود می آید که دائماً در حال تغییر است. انسان ها جاری هستند، سنگ یا مجسمه نیستند. باورها، علائق و باید و نباید ها فیلترهای ذهنی هستند که چشم ما را به واقعیت ها گاهی می بندند و با برچسب هایی که به خود و دیگران می زنیم از یک طرف خود را در دامی از انتقادها و از طرف دیگر به شخصیت، اعتبار و وجود یک انسان دیگر آسیب می رسانیم. او را قضاوت می کنیم و برای خود دشمن می تراشیم.
گاهی با بکارگیری انواع واقسام این بایدها زندگی را نه تنها برای خود بلکه برای دیگران نیز تلخ می کنیم و زمانی که در عمل نمی توانیم بر اساس بایدها و نبایدهای مورد نظر به خواسته هایمان برسیم و وقتی از معیارهای مورد نظرمان دور می مانیم، احساس گناه می کنیم و چون دیگران نمی توانند انتظارات ما را برآورده کنند رنجیده خاطر می شویم.
افرادی نیز با نتیجه گیری شتاب زده، بدون علت و بدون دقت و توجه نسبت به حوادث اطراف خود نتیجه گیری می کنند و درگیر ذهن خوانی می شوند و فرض را بر این می گذارند که دیگران آن ها را به دیده حقارت می نگرند و آن قدر مطمئن به این امر هستند که حتی حاضر به امتحان کردنش هم نیستند و یا همیشه خود را در انتظار اتفاقات ناگواری می بینند، اتفاقاتی که ساخته توهمات آن هاست. اما در درست بودنش به خود تردید راه نمی دهند.
گروهی دیگر احساس را عین واقعیت می پندارند. احساس خوبی به فلان فرد ندارم، آدم خوبی نیست و این قبیل استدلال ها گمراه کننده هستند زیرا احساس، منعکس کننده افکار و باورهای شماست اگر مخدوش و تحریف شده باشند چیزی که اغلب وجود دارد کمترین اعتباری ندارد، این گروه فرض را بر این می گذارند که احساسات منفی لزوماً ماهیت حقیقی امور را نشان می دهند چون احساس می کنم حتماً همینطور است.
در پایان جلسه معینی به پرسش های حاضرین پاسخ گفت.


Developed By