زنان انواع گوناگون خشونت را در سرتاسر چرخهي زندگي خود تجربه ميکنند. در دورهي نوزادي، به دليل متولد شدن در جامعهاي که بر دختران به اندازهي پسران ارج نمينهد، ممکن است کشته يا دچار سوء تغذيه شوند. به عنوان دختر ممکن است مورد سوء استفادهي جنسي قرار گيرند. در بسياري از جوامع، دختران پيش از آن که جسمشان کاملاً پرورده شود، مجبور به ازدواج و زايمان ميشوند و در نتيجه ممکن است به آسيبهاي شديد بدني گرفتار آيند. به عنوان زن و دختر ممکن است در معرض تجاوز به عنف، خشونتهاي خانگي و مزاحمتهاي جنسي قرار گيرند. معلوم شده است که خشونت در دورهي بارداري يکي ازعلل عمدهي سقط شدن جنين يا به دنيا آمدن کودکاني است که کمبود وزن دارند. زنان نه تنها در مراحل مختلف زندگي طعم خشونت را ميچشند، بلکه خشونت را بنا بر طبقه، شغل، نژاد، دين يا ساير موقعيتهايشان به نحوهاي گوناگون تجربه ميکنند.
سازمان ملل متحد خشونت عليه زنان را اينگونه تعريف ميکند:
«اصطلاح خشونت عليه زنان به معني هر عمل خشونتآميزي است که بر اختلاف جنسيت مبتني باشد و با آسيب يا رنج بدني، جنسي يا رواني براي زنان بيانجامد يا احتمال منجر شدن آن به اين نوع آسيبها و رنجها وجود داشته باشد. از جمله تهديد به اينگونه اعمال، زورگويي يا محرومسازي خودسرانه از آزادي، خواه در ملاء عام روي دهد و خواه در زندگي خصوصي.»
خشونت عليه زنان را بايد طوري استنباط کرد که موارد زير را دربرگيرد اما محدود به اين موارد هم نباشد.
الف) خشونتهاي بدني، جنسي و روانياي که در خانواده روي ميدهند از جمله کتک زدن، سوء استفادهي جنسي از فرزندان اناث خانواده، خشونتهاي مرتبط با جهيزيه، تجاوز جنسي در چارچوب زناشويي، بريدن بخشي از آلت تناسلي دختران و ساير رسمهاي زيانآور براي زنان، خشونتهاي غيرهمسرانه در ارتباط با سوء استفاده يا بهرهکشي
ب) خشونتهاي بدني، جنسي و روانياي که در اجتماع عمومي روي ميدهند از جمله تجاوز به عنف، سوءاستفاده جنسي، مزاحمت جنسي و ايجاد ارعاب در محيط کار در مؤسسههاي آموزشي و در هر جاي ديگر، خريد و فروش زنان به صورت قاچاق و روسپيگري اجباري
ج) خشونتهاي بدني، جنسي و روانياي که دولت مرتکب ميشود يا از آنها اغماض ميکند، هرجا که روي دهند. (به بيان ديگر دولت بايد مسئول خشونتهايي باشد که هم از اقداماتش و هم از خوددارياش در اقدام ناشي ميشوند).
اگر بخواهيم طبقهبندي بالا را به عنوان انواع خشونت در نظر بگيريم لازم است به توضيح دقيقتر آن پرداخت:
خشونتهاي رواني: هر نوع ضرب و جرح و زد و خورد فيزيکي، شکنجه و قتل را شامل ميشود. در ايران آمار زنان قرباني که از شوهرانشان کتک خوردهاند بسيار کمتر از آن هست که به طور واقع ديده ميشود. فرهنگ، مسائل رواني و عوامل شخصيتي از جمله مواردي هستند که در گسترش پديدهي فوق مؤثر هستند. طبق آمار ارائه شده از بين زناني که به پزشکي قانوني مراجعه ميکنند، اکثراً بين 30 تا 40 سال سن دارند و 98 درصد آنها به دليل اعمال خشونت عليه خانوادههايشان به پزشکي قانوني مراجعه کردهاند.
خشونتهاي جنسي: متداولترين و مهمترين نوع خشونت عليه زنان به شمار ميرود و اثرات آن بسيار گستردهتر از انواع ديگر است. زنان در اين نوع خشونت قربانياني بيدفاعاند. چرا که گاهي اين مسأله براي هميشه محرمانه باقي ميماند. از بين رفتن اعتماد به نفس، گوشهگيري از اجتماع و ايجاد روح بدبيني در زن بهاي هنگفتي است که از بابت اين آزارها ميپردازد. خشونت جنسي به هرگونه رفتار غيراجتماعي اطلاق ميشود که از لمس کردن تا تجاوز کردن را دربرميگيرد.
خشونت رواني: بر اساس تحقيقات انجام شده بيش از نيمي از زنان کشور همواره در اضطراب به سر ميبرند که 50 درصد آنها مبتلا به سردردهاي عصبي و ميگرن هستند. همچنين سوءرفتار در يک سوم زنان باعث شده است تا آنها بدون هيچ علاقهاي به زندگي مشترک خود ادامه دهند. نگاه زن به عنوان جنس دوم و به طور کلي هر رفتار خشونتآميزي که شرافت، آبرو و اعتماد به نفس زن را خدشهدار کند، محدوديتهاي آزاديهاي مشروع اين قشر در خانواده، ندادن حق تصميمگيري به آنها و... از جمله مصداقهاي خشونت رواني است. اکنون 72 درصد از زنان و دختراني که به خاطر خشونتهاي رواني مجبور به ترک خانه ميشوند بين 16 تا 25 سال سن دارندميزان فرار دختران و زنان از منزل سالانه 23 تا 26 درصد افزايش دارد.البته انواع خشونت تنها اين موارد مطرح شده نيست. در جامعهاي که مردان در آن به طور رسمي و يا غيررسمي به منابع اقتدار بيشتري دسترسي دارند امکان بروز خشونت اقتصادي وجود دارد. وقتي مردي که داراي اقتدار اقتصادي است، از طريق قطع پول و يا تهديد به قطع آن زن و فرزندان خود را وادار به انجام کارهايي ميکند که با حقوق اساسي آنها مغاير است ميتوان خشونت اقتصادي را مطرح کرد. از سويي علاوه بر قرار دادن افراد در مضيقه مالي، نظارت زياد بر چگونگي هزينه کردن درآمدهاي زن و نظارت دائمي بر رفتارهاي اقتصادي زنان و گرفتن درآمدهاي شخصي زنان نيز در زمرهي خشونت اقتصادي قرار ميگيرد.
گردآورنده: بیتا طاهباز

Developed By