بمناسبت گرامیداشت روز 19 نوامبر برابر با 28 آبان ماه ، سالروز پیشگیری از کودک آزاری ، گروه " هم پیمانان پیشگیری از کودک آزاری" همایشی را با هدف ارتقای سطح آگاهی خانواده ها و حساس نمودن جامعه در مرکز خدمات اجتماعی منطقه 2 برگزار کرد.
هم پیمانان پیشگیری از کودک آزاری
مؤسسه زنان و کودکان رهیاب
مؤسسه رویش نهال جوان
انجمن یاری کودکان در معرض خطر
* برای دریافت اطلاعات بیشتر مراجعه شود به بخش اخبار سایت
*****************************************************************************
سمینار پیشگیری از کودک آزاری 28 آبان 1387 - فرهنگسرای ارسباران
مؤسسه در 28 آبان ماه، روز پیشگیری از کودک آزاری، در راستای نیل به اهداف خود اقدام به برگزاری سمیناری در فرهنگسرای هنر با حضور سخنرانان، اساتید، مسئولان آموزش و پرورش، پدران و مادران و با شرکت جمعی از علاقهمندان کرد.
برنامههای سمینار پیشگیری از کودک آزاری به قرار زیر بود:
1- سخنرانی دکتر قاسم زاده – آموزش و پرورش و کودک آزاری
2- سخنرانی دکتر انور صمدی راد – قلدری کودکان در مدارس
3- سخنرانی فاران حسامی – چالشهای تشخیص و درمان سوءاستفاده جنسی از کودکان
4- مراسم هم پیمانی و پخش سرود هم پیمانی
5- سخنرانی محمدجعفر صفایی- کودک آزاری و کودک همسری
6- سخنرانی رضا ببری – آزار کودکان سرآمد و معلول
7- بیانیه و اختتامیه
**********
در ادامه به برخی از این سخنرانیها اشاره شده است
* آموزش و پرورش و کودک آزاری دکتر فاطمه قاسم زاده
آموزش و پرورش و کودک آزاری دو موضوع مهم و چالش برانگیز در جامعه ماست که میتوان آن را در دو بخش به اختصار ارائه داد:
1- نقش و اهمیت آموزش و پرورش
2- کودک آزاری آموزشی و آسیب شناسی آن
*************
در مورد نقش و اهمیت آموزشوپرورشمیتوان به دو زمینه اساسی توجه کرد :
./ نقش و اهمیت آموزش و پرورش در رشدو پیشرفت فردی : آموزش و پرورش عامل اصلی رشد و توانمندی انسانهاست از این رو یکی از اساسی ترین حقوق انسانی به شمار میرود که در اعلامیه حقوق بشر و در پیماننامه حقوق کودک به آن تأکید شده است. نقش مؤثر آموزش و پرورش در رشد فردی در صورتی تحقق مییابد که آموزش کودکان کیفیت لازم را داشته باشد. چنین آموزشی میتواند شهروندانی کارآمد و شایسته برای اداره جامعه در آینده پرورش دهد. در ماده 29 پیمان نامه حقوق کودک اهداف مهم آموزش کودکان به شرح زیر ارائه شده است:
* رشد شخصیت، استعدادها و تواناییهای جسمی و ذهنی کودک تا حد امکان
* افزایش احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی مندرج درمنشور سازمان ملل
* افزایش احترام به والدین کودک، هویت فرهنگی، زبان و ارزشهای کودک، ارزشهای ملی و تمدنهای متفاوت با تمدنی که کودک به آن تعلق دارد.
* آمادهسازی کودک برای زندگی مسئولانه در جامعهای آزاد با روحیه تفاهم، صلح، مدارا، مساوات بین زن و مرد و دوستی میان همه مردمان، گروههای قومی ،
ملی، مذهبی و بومی.
* افزایش احترام به محیط زیست طبیعی
یونسکو نیز در برنامه اهداف هزاره خود، هدفهای آموزش و پرورش مطلوب را در زمینههای زیر بیان کرده است:
· آموختن برای یادگیری
· آموختن برای عملی کردن آموختهها
· آموختن برای زندگی کردن
· آموختن برای با هم زندگی کردن یا همزیستی
از دیدگاه روان شناسی نیز بر رشد همه جانبه کودک که شامل رشدجسمی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی است، تأکید شده است. به این ترتیب، اهداف مطرح شده در پیمان نامه حقوق کودک، برنامه یونسکو و دیدگاه روانشناسی که با یکدیگر مطابقت دارند، چگونگی آموزش با کیفیت را مشخص میسازد.
./ نقشآموزشو پرورش دررشد و توسعه اجتماعی :آموزش وپرورش درپیشرفت جوامع به دلایل زیر نقش مؤثری دارد:
* اهمیت سرمایه اجتماعی در توسعه اجتماعی : توسعه اجتماعی در هر کشوری با پیشرفت علم و دانش ارتباط مستقیم دارد. انسانها، تولیدکننده یا استفاده کننده دانش، میتوانند در اداره امور جامعه مشارکت داشته باشند. استفاده از منابع طبیعی، بدون مداخله منابع انسانی آگاه در زمینههایکاری خود، امکان پذیر نیست. از این رو، انسانها که سرمایههای اجتماعی هر جامعهاند با تلاش آگاهانه خود به تولید و استفاده از سرمایههای مادی میپردازند؛ به همین علت انسان محور توسعه به شمار میآید و معیار رشد و توسعه جوامع نیز ، نه سرمایههای مادی، که سرمایههای اجتماعی هر جامعه یعنی افراد آن جامعهاند.
* اهمیت کودکان و نوجوانان : درمیان سرمایههای اجتماعی، کودکان و نوجوانان از اهمیت خاصی برخوردارند. دوران کودکیونوجوانی از حساسترین و مهمترین سالهای زندگی انسان از نظر رشد و پرورش است و کودکان و نوجوانان مهمترین سرمایههای اجتماعی هر جامعه به شمار میآیند زیرا سازندگان جامعه آیندهاند. بنابراین، برای پرورش صحیح این سرمایههای مهم اجتماعی، به نظام آموزشی مطلوب و با کیفیت نیاز داریم.
* ساختار جمعیت کشور :کشور ما دارای جمعیت جوانی است که نیازهای متعددی از جمله آموزش دارند. بر اساس آمار سال 1385 تعدادد 15350000 دانشآموز درمقاطع مختلف آموزشیبه تحصیل اشتغال دارند. اگر این تعداد از کودکان و نوجوانان، از آموزش مناسبی برخوردار باشند،نه تنها در دوران کودکیو نوجوانی، بلکه در سالهای آینده نیز برای خود، خانواده و جامعه افرادی شایسته و توانمند خواهند بود.
کودک آزاری آموزشی و آسیب شناسی
در میان انواع کودک آزاری (جسمی، عاطفی، سوء استفاده، بی توجهی) ، کودک آزاری ساختاری که کودک آزاری آموزشی یکی از انواع آن است، از اهمیت فراوانی برخوردار است. منظور از کودک آزاری ساختاری، آسیبهایی است که نه از جانب یک فرد، بلکه از یک ساختار یا نظام اجتماعی به فرد وارد میشود.کودک آزاری آموزشی، آزارهایی استکه از نظام آموزشی (روشها – برنامهها – کتابها – مدارس و ...) به دانشآموزان وارد میشود که شامل ویژگیهای زیر است :
* گستردگی : درکشورما با توجه بهتعداد زیاد دانشآموزان، کودک آزاری آموزشی گستردگی بیشتری دارد. اگر پدر ومادر یک یا چند فرزند را مورد آزار قرار میدهند، کودک آزاری آموزشی با توجه به مفهوم خود، بخش بزرگتری از جمعیت راشامل میشود.
* تأثیرگذاری : از آن جا که آزارهای ساختاری از جمله آموزشیدردورانکودکی ونوجوانیکه از مهمترین سالهای رشد است، صورت میگیرد، عمق بیشتری مییابد و در واقع در وجود فرد نهادینهودرونی میشود که میتواند منجر به چرخه ویا زنجیره آزار گردد. به این معنا ، افرادی که در دوران کودکی خود مورد خشونت و آزار قرار میگیرند، در دوران بزرگسالی به آزار و خشونت نسبت به کودکان میپردازند. در کودک آزاری آموزشی، این نوع آزارها، آگاهانه یا ناخودآگاه، از طریق معلمان، مدیران و ... به کودکان منتقل میگردد.
* پایداری : خشونت و آزارهای آموزشی پایداری بیشتری دارند و از آنجا که در طول زمان تحصیل تداوم دارند، آسیبهای بیشتری وارد میسازند و گاه به نوعی عادت یا رفتار تبدیل میگردند،که ظاهراً در حوزه آزار و خشونت قرار نمیگیرند. آزارهای آموزشی اغلب پنهان و ناشناختهاند و از نظر اکثر مردم ، آزار ویا خشونت به حساب نمیآیند و از این رو تداوم مییابند. هر اندازه نظام آموزشی بسته، محدود ومتمرکز باشد، این آزارها در عین حالیکه افزایش مییابند، به صورت پنهان و ناشناخته هم باقی میمانند و در نتیجه بسیاری از دانش اموزان، معلمان، مدیران،والدین، مسئولان و... این نوع رفتارها را عادی و لازم تلقی میکنند. با توجه به ویژگیهای کودک آزاری آموزشی، کاهش این آزارها، دشوارتر از سایر آزارهاست و شناسایی، پیامدو راههایکاهش آن، تلاش مستمری را ایجاب میکند.
اینک بهنمونههایی از کودکآزاری آموزشی کهبه دانش آموزان وارد میشود و پیامدهایآن، اشاره میگردد:
* رقابت : رقابت در حد وسیعی در نظام آموزشی ما وجود دارد و از طرف خانواده و مدرسه تشدید میگرددکه از هردو طرف دانشآموزان را تحت فشار روانیقرار میدهد، به حدیکهخودآنان نیز رقایت را بهعنوان رفتاریمثبت وخوب میپذیرند. رقابت ایجاد اضطراب و تنش میکند، همدلی و مشارکت را کاهش میدهد ، ارتباطهای دوستانه و مهرآمیز را مختل میسازد و در نهایت مشکلاتی مانند افسردگی، خستگی روانی، استرس، حسادت و ... را سبب میشود ضمناینکه سلامت روانی دانش آموزان را نیز برهم میزند.
* مقایسه : انسانها با یکدیگر تفاوتدارندو توجه بهاین تفاوتهای فردی یکی از اصول شناخته شده روانشناسی استو بایددرعملموردتوجه قرار گیرند. مقایسهدانشآموزان با یکدیگرو داشتن انتظارات یکسان از آنان که از طرف مدرسه و خانواده انجام میگیرد، اعتماد به نفس دانش آموزان را از بین میبرد و انگیزههای درونی آنان را برای پیشرفت واقعی و به دور از مقایسه، کاهش میدهد.
* نمرهگرایی : توجه بیش از حد به نمره و انتظار نمرات بالا از همه دانشآموزان در همه دروس، هدف اصلی درس خواندنرا که درک و فهم مطالب مورد نظراست، تحت تأثیر قرار میدهدکهتوجه دانشآموزان،والدین و مدرسه را به جای یادگیری درست، به گرفتن نمره جلب میکند درنتیجه نمره، هدف اصلی درسخواندنوملاکثبتنام درمدارس"خوب" قرار میگیرد.
* تأکید بر حافظه : روش یادگیری د رمدارس ما، حفظ کردن مطالب، کهحتیگاه بدون توجه به درک و فهم آنها است. دانشآموزان باید عیناً مطالب مورد نظر را حفظ کنند و طبیعی است که چنین روشی جدا از آن که توانایی درک، استدلال،نتیجهگیری،خلاقیتو ... آنان را کاهشمیدهد که بسیار وقتگیر است و سبب خستگی، دلزدگی و تنفر دانشآموزان از درس و مدرسه، و نیز مانع خواب، استراحت و بهرهمندی درست از اوقات فراغتشان میشود.
* کمبود مشارکت و کار گروهی : مشارکت و انجام کار گروهی در مدارس، بسیار اندک است و دانشآموزان ما از لذت باهم کارکردن، کمک به یکدیگر و یادگیری از هم محرومند. روحیه فردگرایی و " گلیم خود را از آب بیرون کشیدن" به شدت تقویت میشود در نتیجه، همدلی و دوستی کاهش مییابد. با توجه به رواج گسترده کودک آزاری آموزشی در مدارس ما و پیامدهای زیان بار آن برای نسل جوان و جامعه، پیشنهاد میگردد این مسئله به صورت جدی در برنامه سازمانهای آموزشیدولتیوغیردولتی مرتبط گنجانده شود.
******************
* زورگویی یا قلدری کودکان در مدرسه دکتر انور صمدی راد
محسنپسری10ساله، هرروز پولتوجیبیبیشتریبرایخرید خوراکیازمادرشمیگرفت،درحالیکهروزبهروز تکیدهتر
میشد وگرسنه بهخانه برمیگشت. بالاخره معلوم شدکهپول ناهارش را به یک دانشآموز کلاس پنجمی میدهد. زیرا او تهدیدش میکردکه اگر پول ندهد محسن را خواهد زد.
منیژه دختری13ساله،خوشحالبودکهباعوضشدن مدرسه با دخترهایجدیدیدوستخواهد شد. آماخیلی زود متوجه شد کهیکی از همکلاسیهایجدیدششایعاتی درباره او به بقیه دوستانش اس.ام.اس زدهاست. منیژه آنشب دچار بیخوابی شد،صبحروز بعد به بهانه دل درد به بهداری مدرسه مراجعه کرد تا با همکلاسیهایش در راهرو مدرسه مواجه نشود.
اینقبیل رفتارها کهدر مدارسدیده میشود بهعنوان "زورگویی" یا "قلدری"مطرح استومتاسفانه روز به روز بیشترودامنهآن گستردهترو ابعادشخشنترمیشودو زخمهای ماندگاری را برروی عواطف کودکان برجایمیگذاردکه در حالتهایحادتر میتواندشاملتهدیدات خشونتآمیز، آسیبهای جدی به مال و جان و روان کودکان برساند.
این رفتار را "بولی" (Bully) میگویند، (بولی در زبان انگلیسی هم به معنای زورگویی است و هم به فرد زورگو و قلدر گفته میشود).
اگرکودک شما موردزورگوییقراردارد، یادتانباشدکه همیشه راههای مناسبی برایمقابله با آنوجودداردکه با تلاشخود میتوانید از اثرات مخرب قلدری برکودکتان بکاهید.نکتهمهمتراینکه،حتیاگردرحالحاضرکودکشما بازورگویی مواجه نیست،خوبستکهدر بارهآندرخانهصحبت کنیدوآنانرا برای مقابله موثر با زورگوییهای احتمالی آینده آگاه و آماده سازید.
* چرا کودکان زورگو میشوند؟
کودکانبهدلایل بسیارزیادی ممکناستبهزورگوییعلیه سایرکودکان اقدامکنند:
- گاهیاینکودکانبهدلیلنیازبهتخلیهروانیِفشارهایدرونی و احساسحقارتیکهتوسطدیگران، بهویژهوالدینخود، دچارششدهاند،دنبالکسانی میگردندکهبتوانند قربانیکنند، مثلاکسیکه ازنظرعاطفیویا جسمانی از خودشان ضعیفتر، یااینکه،رفتار،حرکاتو یاظاهری متفاوت، یاازدیگرانمهمتر ومحبوبترویا موردتوجه والدینشان و اولیای مدرسه باشد.
- اگرچه در بیشتر موارد فرد زورگو بزرگترویا قویتراز قربانیاست،ولیهمیشه هم اینطور نیستو ممکناستکه با برخورداری از ترفندها و حیلههایی بتواند افراد قویتر و بزرگتر را هم تحت نفوذ خود درآورد.
- گاهیکودکانبه ایندلیلبچههایدیگر را "بولی" میکنند زیراخودشان همواره توسطدیگران مورد قلدری و اجحاف قرار دارند و یا در گذشته چنین بودهاست.
- ممکناستآنانبراینباورباشندکهرفتارشانکاملا طبیعیو عادیست زیرا متعلقبهخانوادههاییهستندکههمهاعضای آن معمولاعصبانیاند، فریاد میکشند، همدیگر را با کلمات شرمآور و رکیک خطاب میکنند و خواستههایخود را با قلدریو پرخاشگری بهکرسی مینشانند.
- برخی ازفیلمهاوسریالهایتلویزیونی این رفتارهای پست وحقیرانهرا ترغیب میکنندو افرادی را درصحنههای مختلفبهنمایشمیگذارندکهمورد تحقیروسرزنشویا متلکگوییهای رذیلانه دیگرانقرار میگیرندو یا نمونۀ آدمهای بیعرضهو بی دست وپاییهستندکه دیگرانبهآنها میخندندو تمسخرشان میکنند
* علایم و نشانه های بولی
چگونه میتوان پیبرد که فرزند شما مورد "زورگویی" یا "بولی" قرار دارد؟
پیبردن بهاینکه فرزند شما مورد "بولی" قرار دارد بسیار دشوار است مگر آنکه یک یا چند نشانه قابل رویت مانند کبودی یا زخم و غیرهروی صورتو بدن وی باقی مانده باشد، نشانههای هشداردهندهای مانند:
- تغییر رفتار فرزندتان؛ مضطرب است، غذا نمیخورد، خوب نمیخوابد و یا کارهایی را که قبلا برایش جذاب و لذتبخش بوده است را انجام نمیدهد.
- بداخلاقی فرزندتان؛ زود ازکوره درمیرود، ازکارهاییکه قبلا انجام میداده است، طفره میرود (سوار شدنبه اتوبوس مدرسه، تنها رفتن برای خرید و ...)؛ احتمالاکسیاو را بولیمیکند.
* چه باید کرد؟
- اگربهوجود "زورگویی"مشکوکشدهاید اما کودک شما از بازگو کردن آن اِبا دارد، سعیکنیدفرصتهایی را برای طرح غیرمستقیممسئلهفراهمکنید.برایمثال، ممکناست موضوعی درتلویزیونعنوانشودوشما با استفادهاز آن بهعنوان بحثو مذاکرهو با مشارکت دیگراعضایخانواده، از کودک خودسوالکنید:"نظرت راجع بهاینمسئلهچیست؟"و یا : "فکرمیکنیفردیدراینموقعیتچهبایدبکند؟" اینصحبتها میتواندمنتهیبه اینسوالشودکه:"آیا ایناتفاقاتبرایتو هم رخدادهاست؟"و یا:"آیاتابهحالچنینتجربهایداشتهای ؟"، آنگاه در باره تجربههای خودو دیگراعضایخانوادهصحبت کنید،که شما نیز درکودکیچنین تجربههایی را داشتهاید.
- بگذاریدکودکشمامتوجهشود زمانیکهخودو یافرد دیگری موردآزار و زورگویی قرارمیگیرد، بسیارمهم استکه بتواندبا کسیدربارهآنصحبتکند. حالممکناست اینفرد شما (والدین)، معلم، ناظم مدرسه و یا هر بزرگتر دیگری باشد و بتواند به اوکمک کند.
- فرزند خود را تشویق کنید و جایزه بدهید زیرا جرات بازگویی مسئله را داشته است.
- به فرزندتان یادآورشوید، تنها او نیستکه" بولی"میشود، بلکه افراد بسیاری در مقاطعی از زندگی خود زورگویی را تجربه کردهاند.
- تاکیدکنید که رفتار فرد "زورگو" یا "بولی" زشت و ناشایست است ، نه او.
- به کودک اطمینان دهید که برای یافتن راهحل و رفع این مسئله سعی خود را خواهید کرد.
- گاهی یک خواهر یا برادر بزرگتر میتواند کمک موثری باشد، زیرا اگر خواهر یا برادر بزرگتر تعریف کند که چگونه او هم گرفتار "بولی" بوده و چگونه توانستهاست از شر آن خلاص شود، بسیار مفید و جرأتدهنده خواهد بود.
- اگر فرزندتان میترسد از اینکه فرد زورگو بفهمد او ماجرا را به شما گفته است و شرایطش بدترخواهد شد، شما باید این امر را جدی بگیرید.
- شاید مناسب باشد که سراغ والدین فرد زورگو بروید واز آنها کمک بخواهید.
- در موارد زیادی، معلمان، مشاوران و مددکاران مدرسه بهترین کسانی هستند که میتوانید به سراغ آنها بروید.
- اگر تصمیم گرفتهاید که با والدین فردزورگو تماس بگیرید، بهتر است که این کار درحضور مسئولان مدرسه صورت گیرد و آنها شاهد ماجرا باشند.
*********************
* کودک آزاری در کودک همسری محمد جعفر صفایی – روانشناس
در آغاز به نظر میرسد با توجه به آن که عنوان این مقاله "کودک همسری" است، لازم باشد دو واژه کودک و ازدواج را تعریف کنیم.
* تعریف کودکی
کودکیاساساً مفهومی متعلقبهدورانجدید(مدرنیته) استکه با ظهور و رشد مفاهیم روانتحلیلگری در آغاز قرن بیستم توجه جدیتری به آن شد. قبل از این دوران، کودکی به عنوان مرحلهای حساس از رشد و تحول شناختی– عاطفی نگریسته نمیشد و کودک به یکباره وارد دنیای بزرگسالان میشد، و همان انتظارات یک برزگسال را در مقیاس کوچکتری از او داشتند (فیلم های صامت).
یافتههای نابغۀ دنیای روانشناسی،"زیگموند فروید"، کودکی را به عنوان مرحلهای از رشدکه واجد خصوصیات و ویژگیهایی متفاوت از حیث روانی– جسمی با دنیای بزرگسالان است ، معرفی کرد.
*تعریف ازدواج و همسری
ازدواج یکی از پیچیده ترین پیوندهای انسانی است. در دنیای کنونی که در آن به سر میبریمگفتن جملاتی نظیرازدواج، ”بخت آزمایی“یا ”هندوانه در بسته”و ... بسیار نابخردانه است از این رو بهتر است دریابیم ازدواج گونهای از پیوندهای عمیق و بلندمدت انسانی است. از یکسو عدم آگاهی از فراز و فرودها و بیتوجهی به نقش مهم آن در رشد و شکوفایی افراد و برعکس از سوی دیگر، کاهش سلامت و بهداشت روانی– عاطفی ما میتواند دو دستآورد اجتنابناپذیر ازدواج باشد.
با نگاهی بهسبب شناسیآمار خودکشیها و قتلبهسادگی درمییابیم که بیشتر این حوادثناخوشایند توسط افراد نزدیک و یا اعضایخانوادۀ فرد مقتولرخ داده است
که این خود خبر از نقش و اهمیت سلامت ازدواج میدهد. امروزه به دلیل پیشرفتهای پزشکی و بهداشتی، طول زمان باهم بودن یکزوج گاه به 5 یا 6 دهه میرسد، بنابراین بهنظر میرسد هرگونه دقت و آموزش در امر ازدواج بیفایده نباشد. اما متأسفانه با توجه به دلایل زیر هنوز برخی سادهنگریها در این خصوص به چشم میخورد :
1- موانع فرهنگی:
· باورهای ساده سازی و تقلیل گرایی در امر ازدواج وجود دارد مانند : انتخاب همسر برای نوزادی که تازه متولد شده است.
· والدین گاهی خود را مالک جسم وجان فرزند و حتی مالک آینده و چگونه زیستن او میدانند: "من صلاح ترا بهتر از تو میدانم ، برای خودت میگویم و ..."
2- نگرش به ازدواج از زاویه جسمانی و بیتوجهی به رشد عاطفی، عقلی، روانی، اقتصادی و... :
هریک از جنبههای مطرح شده، در گستره رشد عاطفی، عقلی، روانی و ... یکی از ستونهای مهم بقا و سلامت خانواده و ازدواج خواهد بود. برای مثال کودکی که هنوز از نظر عاطفی به درجهای از استقلال و توانمندی نرسیده است تا زندگی خود را اداره کند، چگونه میتواند در مواجهه با تنشهای اجتنابناپذیر زندگی، برای همسرش مأمن و پناهگاهی امن باشد؟ و یا کودکی که از نظر اقتصادی وابسته به درآمد والدین خود میباشد، چگونه قادر است برای همسرش دارای جایگاه باارزشی گردد؟
برای درک بهتر وضعیت ازدواج در سنین کودکی نگاهی به آمار سرشماری مرکز آمار ایران 1385 خواهیم داشت، براساس این سرشماری تعدادافراد زیر 18سال درایران حدود 34% میباشد (حدود 24 میلیون نفر) :
* وضعیت توزیع سنی درسال 1385
0– 1 ساله : 1141967 نفر
5 – 1 ساله : 5433658 نفر
10-6 ساله : 5601390 نفر
14-11 ساله : 5504614 نفر
24-15 ساله : 17738183 نفر
64- 25 ساله : 31419379 نفر
65 سال به بالا : 3656591 نفر
در سال 1385 ، از تعداد 778023 ازدواج ( 2/1 % کاهش نسبت به سال گذشته) ، 72% در نقاط شهری و 28 % در روستاها صورت گرفته است.
* جمعیت کودک در ایران
براساس آمار ثبت شده در گروه کودکان 10 تا 19 سال (حدود 4/15میلیون نفر) 890000 نفر تن به ازدواج اجباری دادهاند. گروه سنی 10 تا 14 سال ( 78000 نفر) دست کم یک بار ازدواج کردهاند، که در زمان سرشماری 80% آنها (62383) دارای همسر و مابقی فاقد همسر (9597) بودهاند.
جدول 1 : تعداد جمعیت کودکان در ایران (برحسب هزار نفر)
|
سن
|
مرد
|
زن
|
جمع
|
|
تولد تا 4 سا لگی
|
3441
|
1269
|
4710
|
|
سا لگی5 تا9
|
2801
|
2662
|
5463
|
|
10 تا 14
|
2820
|
2688
|
5508
|
|
15 تا 19
|
4442
|
4283
|
8725
|
از سوی دیگر آمارها نشان میدهد که در گروه سنی 15 تا 19 سال، 814000 نفر ازدواج کردهاند ( 9%)، که از میان آنان 787000 نفر دارای همسر و ( 96%) 18182 نفر فاقد همسر، ( 4%) طلاق یا فوت همسر بودهاند.
جدول2 : وضعیت ازدواج کودکان زیر 19 سال
|
جنسیت
|
ازدواج کرده
|
ازدواج نکرده
|
|
پسر
|
31%
|
69%
|
|
دختر
|
69%
|
31%
|
در این گروه سنی از کل کودکان ازدواج کرده 92000 نفر پسر( 11%)- 722000 نفر دختر( 89%)هستند.
این آمار بیانگر چیست ؟ همانطور که ملاحظه میشود دختران زیر19 سال، بامردان بالای 19 سال ازدواجکردهاند. با توجه به توزیع جغرافیایی ازدواج زودرس در کشورمان تهران با 7/7% کمترین ، سیستان و بلوچستان و روستاهای استان اصفهان با 40% بیشترین ، آمار ازدواج در سنین زیر 19 سال را دارند؛ درحالیکه در پژوهشهای آسیبشناختی دیده میشود 90% زنانی که به "فحشا و روسپیگری" کشیده شدهاند، قبل از 20 سالگی ازدواج کردهاند. وضعیت تأهل کودکان 15 تا 19 سال و سطح سواد آنان نشانمیدهد که 16% با سواد - 25% بی سواد هستند.
* دلایل ازدواج زودرس
1- کم توجهی به آموزش والدین در باره ضرورت و اهمیت آشنایی با تحول شناختی– عاطفی کودکان
2- فقر و بیکاری والدین
3- وجود آسیبهای خانوادگی:طلاق، اعتیاد، بیماری های روانی، بیسوادی، خشونت،بیسرپرستی و یا بدسرپرستی کودک
4- کم توجهی به کاربردی کردن مفاهیم درسی برای زندگی روزانه
5- کم توجهی به آموزش مهارتهای زندگی و آموختن مبانی ضروری پیش شرطهای ازدواج
6- باورهای غلط و انعطاف ناپذیر تربیتی
* پیامدهای ازدواجهای زودرس
1- ناتوانی مادر– کودک و پدر– کودک در تربیت سالم
2- ناتوانی در ادامه تحصیل ( بهویژه دختران)
3- زنانه شدن پدیده فقرو بیکاریو یا تن دادن به کارهای پست و به اجبار گذرانِ زندگی کردن
4- افزایش مرگ و میر در مادر و فرزند
5- احتمال پشیمانی از ازدواج با طرف مقابل و افزایش برقراری روابط برون همسری
6- بیوه شدن در سنین پایین و افزایش گرایش به روسپیگری
7- افزایش فرار از منزل
8- احتمال پدیده ” شوهرکشی” به منظور انتقام در برابر تحمل خشونت
9- فزون مسئولیتپذیری و تن دادن به نقش ناجی و یا فداکار تمام عیار
10- بروز هذیان انتساب در کودک شیرخوار به دلیل افسردگی مادر
11- آسیب دیدگی اندام جنسی کودک
12- بروز اختلات روانی– جنسی نظیر مقاربت دردناک ، سرد مزاجی جنسی و بیزاری جنسی
13- بروز پرخاشگریهای مداوم در خانه از سوی والدین یا کودکان
14- کاهش اعتماد به نفس و عزت نفس در کودک
* درمان
1- قانونمند شدن سن ازدواج
2- ممانعت از ازدواجهایی با فاصله بیش از 15سال (مگر با صدورصلاحیت مجوز از سوی مقام ذیصلاح)
3- اجباری شدن گذراندن طرح ”آموزش پیش از ازدواج” در دفاتر ثبت
4- ضروریشدن آموزشهای مربوطه بهوالدین و فرزندان در مراکز آموزشی
5- اختصاص حداقل یک واحد درسی دربارهشناختتفاوتهایجنسیتی در دورهآموزشی متوسطه
6- استفاده از رسانهها به منظور شناختهرچه بیشتر ازدواج
***********************
* سرآمدآزاری – رضا ببری (روانشناس)
کودک آزاری پدیده جدیدی نیست. حداقل 600 سال است که کودک آزاری شناخته شده و مبارزه با آن نیز به انحاء گوناگون وجود داشته است. در مورد کودک آزاری مباحث بسیاری مطرح است . برخی آن را به چهار نوع آزار: جسمی – جنسی – عاطفی - غفلت، تقسیم می کنند و عده ای کودک آزاری های نظامی و سیاسی را نیز به آن اضافه کرده اند. این مباحث سال هاست که در جوامع مختلف جریان دارد، کتاب ها و مقاله های مختلفی در این مورد نوشته شده است. اخیراً مبحث جدیدی در کودک آزاری مطرح شده که ”سرآمدآزاری” یا آزار کودکان تیزهوش است.تعریفاز دو جنبه می توان کودکان تیزهوش را تعریف کرد:
الف) کودک تیزهوش، کودکی است که در یک یا چند مهارت چون ورزش، تحصیل، موسیقی، نقاشی و ... سرآمد است و این امور را برتر از آن چه از سن او انتظارمی رود، انجام می دهد. این برتری ابتدا بدون آموزش و تنها به جهت علاقه کودک و استعداد ذاتی او ملاحظه می شود و سپس تحت تعلیم قرار می گیرد.
ب) کودک تیزهوش کودکی است که هوشبری بالای 130 داشته باشد. کودکان تیزهوش نیز مانند دیگر کودکان، نیازمند برآورده شدن چهار نیاز اصلی خود شامل نیازهای فیزیکی، آموزشی، عاطفی – روانی و اجتماعی – تفریحی هستند.
ویژگی کودکان سرآمد
1- شروع فعالیت های فیزیکی و بلوغ زودرس عقلی بسیار زودتر از همسالان خود
2- برانگیختگی سریع حس کنجکاوی و توجه ویژه به مسائل و اتفاقات پیرامون خود
3- علاقه شدید به مطالعه کتاب
4- علاقه شدید به نوشتن و سراییدن شعر
5- درگیری سریع
6- مهارت در برقراری ارتباط با دیگران
سرآمدآزاری
تفاوت عمده کودکان تیزهوش با سایر کودکان در تفکر آن هاست. آن ها با وجود کودکی، بزرگ می اندیشند و همین نکته سرآغاز رفتار نامناسب والدین و اولیاء مدرسه با آن هاست، زیرا فراموش می کنند که این کودکان در مقایسه با همسالان خود، عاقل و منطقی اند، نه درمقایسه با والدین.
کودکان تیزهوش اغلب می پندارند علاقه والدین و آموزگاران و مربیان به آن ها تنها به دلیل برتری آن هاست و بدون این ویژگی کسی به آن ها توجهی ندارد. بنابراین گاه سعی می کنند با پنهان کردن استعداد خود – اگر موفق بشوند– رفتار واقعی دیگران با خود را محک بزنند.
کودک با هوش، هنوز یک کودک است و مانند همسالان خود نیازمند محبت و تشویق به جای والدین است. باید به کودک سرآمد فهماند که محبت والدین به او به جهت استعداد ویژه او نیست، بلکه او را به خاطر خودش دوست داریم و باید به کودک اطمینان دهیم که اگر زمانی با شکست یا عدم موفقیت رو به رو شد، همه چیز تمام نشده است.
از کودک سرآمد به اندازه سن او و نه به اندازه استعدادویژه اش انتظار داشته باشیم، هرچند درک و فهم او به مراتب بالاتر از همسالانش است اما به عنوان فرزند ما و کودک مانند سایر کودکان نیازمند تشویق و دریافت هدیه است. او دوست دارد در مقابل نمرات درخشان و یا رفتارهای نیکو تشویق شود. اغلب والدین به جهت توقع بالایی که از این کودکان دارند، موفقیت های آن ها را عادی جلوه می دهند و آن ها را تشویق نمی کنند و در نتیجه موجب سرخوردگی کودک می شوند. به تمارض های او پاسخ نداده و توجه نکنید. اگر به عمد کاری را انجام نمی دهد ویا درسی را فرا نمی گیرد و یا در خواندن و نوشتن و ... به عمد اشتباه
می کند، به هیچ وجه با او دعوا نکنید و مانند کودکان دیگر درس را دوباره برای او توضیح دهید، به کم شدن نمره او درست مانند دیگر کودکان واکنش نشان دهید و بگذارید خودش اشتباهاتش را جبران کند، اما دقت کنید که این واکنش ها تمارض است یا او واقعاً متوجه نکته ای نشده است. اگر می بینید دوست ندارد بین همسالان خود، در مدرسه و یا در جمع فامیل و دوستان و ... مطرح شود، از موفقیت های او تعریف نکنید.
احساس متمایز بودن از دیگران، برقراری ارتباط با آن ها را مشکل می کند و گاه برای فرار از آزار و اذیت همسالان، کودک شیوه دیگری مانند تنبلی و ... را در پیش می گیرد. اگر برای جلب توجه، جنجال و جر و بحث راه می اندازد، اصلاً توجه نکنید. فراموش نکنیم که 2 تا 3 درصد افراد جامعه سرآمد هستند. یعنی در ایران امروز کلاً 2100000 نفر و به ویژه 1050000 نفر کودک و نوجوان سرآمدهستند.
گزارش همايش بينالمللي حمايت از حقوق كودك مورخ دوشنبه 20/9/1385
تهيه و تنظيم: دبير اجرايي همايش: «دكتر رزا قراچورلو، وكيل پايه يك دادگستري، استاديار دانشكده حقوق واحد مركز دانشگاه آزاد اسلامي»
برگزار شده توسط مركز حقوق بشر، صلح و دموكراسي يونسكو دانشگاه شهيد بهشتي(به رياست آقاي دكتراميرارجمند) و كميسيون حقوق بشر كانون وكلاي دادگستري مركز (به رياست آقاي دكتركاكوان) با مشاركت و همكاري كامل هر دو نهاد و اعضاي آن، در سالن رشد ساختمان فنآوري و اطلاعات دانشگاه شهيد بهشتي. همايش بينالمللي حمايت از حقوق كودك كه پيشنهاد و برنامههاي مربوط به برگزاري آن از مدت ها قبل در كميسيون حقوق بشر كانون وكلا و به ويژه در كميته حمايت از حقوق كودكان و زنان آن كميسيون (به سرپرستي سركارخانم پور فاضل) مطرح شده بود و تقبل زحمات فراوان برگزاري آن همايش، مسئوليت هاي اداري و اجراي آن و دعوت از مهمانان خارجي متخصص در زمينه حقوق كودكان توسط مركز حقوق بشر، صلح و دموكراسي يونسكو دانشگاه شهيد بهشتي (آقايان دكتر انصاري، دكتر دولت رفتار حقيقي، دكتر امير نيك پي، دكتر نجفي ابرندآبادي (كه دو استاد ارجمند اخيرالذكر، زحمت ترجمة سخنراني مهمانان فرانسوي را از زبان فرانسه به فارسي و نيز ترجمة سخنراني هاي فارسي را به زبان فرانسه تا انتهاي همايش بر عهده داشتند)، سركار خانم ها دكتر رحماني، روزبهاني، ناصري و جناب آقاي شعباني فر و حقيقتاً با همكاري مشترك و كامل ميان برخي اعضاي كميسيون حقوق بشر كانون وكلا و اعضاي محترم مرکزحقوق بشر ياد شده در دانشگاه شهيد بهشتي، با حضور مهمانان خارجي و بسياري از نهادهاي داخلي حقوق بشر فعال در زمينه حقوق كودكان همچون كانون اصلاح و تربيت، و نهادهاي غير دولتي (NGO)، مؤسسه غير دولتي حقوق زنان و كودكان رهياب (به سرپرستی سرکار خانم زهره معینی) ،مؤسسه غير دولتي همياران (با علامت اختصاري غدا) مسئول در زمينه كودكان كار و خيابان (به سرپرستي جناب آقاي دكتر نمازي و با حضور ايشان)، مرکز فرهنگی زنان و بسياري ديگر از نهادهاي غير دولتي، فعالان حقوق بشر، بعضي وكلا و كارآموزان محترم دادگستري، استادان ارجمند داشكدههاي حقوق، برخي اعضاي محترم هيأت مديره كانون وكلاي دادگستري مركز، دانشجويان حقوق و ديگر علاقمندان به مباحث حقوق كودك و حقوق بشر، روان شناسان متخصص در زمينه كودكان، و به خصوص با حضور و تشريف فرمايي جناب آقاي بهمن كشاورز (رياست محترم كانون وكلاي دادگستري مركز) كه به راستي از هرگونه مساعدت براي هر چه بهتر برگزار شدن اين همايش، هيچ گونه دریغي نسبت به تقاضاهاي متعدّد كميسيون حقوق بشر نداشتند و همواره در اين زمينه كميسيون را ياري فرمودند و نيز جناب آقاي دكتر گودرز افتخار جهرمي (رياست محترم دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي)، با استقبالي بينظير مواجه شد و به طور موفقيت آميزي برگزار گرديد.
همايش با قرائت پيام دبير كل محترم سازمان ملل متحد توسط جناب آقاي رجايي مقدم مدير ارجمند دفتر اطلاعات سازمان ملل متحد تهران آغاز شد و سپس با ابراز خوشامدگويي به حضار و مهمانان گرامي از طرف آقاي دكتر امیر ارجمند و خوشامدگويي و فرمايشات مقدماتي جناب آقاي بهمن كشاورز (رياست محترم كانون وكلا) در مورد اهميت برگزاري اين همايش در جهت حمايت از حقوق كودكان به عنوان آسيب پذيرترين اقشار و افراد كه نيازمند حمايت خاص و بيشتري ميباشند، ادامه يافت. سخنرانان اين همايش به ترتيب ارائه سخنراني خود عبارت بودند از:
1- آقاي پروفسور ژاک بوريكان، پروفسور افتخاری دانشگاه اکس مارسی فرانسه، با عنوان "کودک قربانی جرم".
2- آقاي پروفسور ژان ايو لاسال، استاد داشگاه پُل سِزان، اكس مارسي و مدير مؤسسه علوم كيفري و جرم شناسي دانشگاه اِكس آن پرووانس فرانسه با عنوان "كمكهاي آموزشي به كودكان".
3- خانم دكتر رزا قراچورلو، وکیل پایه یک دادگستری و استادیار دانشکده حقوق واحد مرکز با عنوان "كودكان كارو خيابان".
سپس اولين دور يا پنل پرسش و پاسخ با مشاركت آقاي پروفسور لاسال، خانم دكتر رزا قراچورلو و آقاي دكتر عسگري راد، آقاي پروفسور بوريكان و آقاي دكتر ابرند آبادي (كه بيشتر زحمت ترجمة پرسش و پاسخ ها از فارسي به فرانسه و بالعكس را بر عهده داشتند) به مدت چهل دقيقه برگزار گرديد. پس از صرف ناهار و پذيرايي، ادامه همايش از ساعت 14 ظهر مجدداً آغاز شد و سخنرانان در اين قسمت عبارت بودند از:
1- خانم دكتر (Dr. Muriel Giocopelli) موريل وياكابلي،استاد يار دانشگاه پل سزان، اكس مارسی فرانسه.
2- خانم دكتر (Jocelyne Castagnaide) زوسلين كاستانبد، استاد يار دانشگاه پ از فرانسه با "عنوان مسئوليت كيفري كودك".
3- خانم دكتر(Sylvie Cimamoti) سيلوي ئي سيما موتي، استاد دانشگاه پل سزان، اكس مارسي با عنوان "گرايش هاي جديد حقوق كيفري فرانسه در خصوص كودك".
4- سركار خانم گيتي پورفاضل، رئيس كميته حمايت از حقوق زنان و كودكان كميسيون حقوق بشر كانون وكلا، با عنوان "جايگزينهاي حبس براي كودك".
5- آقاي دكتر كاوه نیّري، متخصص روان شناسي كودك از دانشگاه كاليفرنياي آمريكا، با عنوان "پدر و مادر: مربيان بازي زندگي، راهكارها و پيشنهادها".
6- سركار خانم زهره معيني، مسئول مؤسسه غير دولتي زنان و كودكان رهياب، به عنوان نمايندهاي از طرف سازمان هاي غير دولتي(NGOs) كودكان، گزارشي از فعاليت ها و اقدامات مؤسسه رهیاب را پیرامون پیشگیری از کودک آزاری همراه با ترجمه آن ها به زبان فرانسه توسط سرکار خانم مقدادی ارائه فرمودند و دور دوم پرسش و پاسخ به مدت نيم ساعت با مشارکت سركار خانم ها گيتي پور فاضل، زهره معيني، دكتر رزا قراچورلو و جناب آقاي دكتر كاوه نيري، با انبوهي از پرسش هاي شفاهي و كتبي از طرف حضار محترم و پاسخ هاي تفصيلي سخنرانان فوق برگزار گرديد.
لازم به ذكر است كه اين همايش مشترك در چارچوب طرح ارتقاء حقوق بشر و دسترسي بيشتر به عدالت برنامه عمران سازمان ملل متحد (UNDP) و در راستاي انجام وظايف كميسيون حقوق بشر كانون وكلاي دادگستري مركز به عنوان يك نهاد مهم مدني مستقل در جهت تحقق آرمان هاي حقوق بشر و دستيابي هرچه بيشتر به عدالت برگزار گرديد. طرح ياد شده كه در اجراي آن هشت نهاد مرتبط با حقوق بشر يعني كميسيون حقوق بشر كانون وكلاي دادگستري مركز، مركز حقوق بشر، صلح و دموكراسي يونسكو دانشگاه شهيد بهشتي، مركز حقوق بشر دانشگاه تهران، دانشگاه مفيد قم، سازمان دفاع از قربانيان خشونت، مركز آموزش و تحقيق قوه قضائيه، كميسيون حقوق بشر اسلامي و انجمن صنفي روزنامهنگاران (يعني تركيبي از نهادهاي غير دولتي و مستقل(NGO) و نهادهاي دولتي و حكومتي، با يكديگر مشاركت و همكاري مينمايند.
مديريت ملّي محترم اين طرح، سركار خانم دكتر نسرين مصفّا ميباشند و اين طرح در قالب يك سند مشترك در تاريخ 18 سپتامبر 2005 توسط هشت نهاد مذکور منعقد شده و به امضاء رسيده است و مدت اين طرح از سپتامبر سال 2005 تا پايان سپتامبر 2009 ميلادي ميباشد وهمان گونه كه از تاريخ آن سند مشخص است، مقدمات و مذكرات اوليه تنظيم